خاورمیانه بار دیگر در برابر آزمونی سخت و سرنوشتساز قرار گرفته است؛ میان تهدیدهای نظامی و زمزمههای آرام دیپلماسی، روابط آمریکا و ایران به سطحی رسیده است که پیشبینی مسیر آینده آن دشوار به نظر میرسد. در حالی که نیروهای جنگی آمریکا در منطقه به حرکت درآمدهاند، تهران از موضوع غنیسازی اورانیوم به عنوان یک کارت فشار استفاده میکند. پرسشها درباره (حمله آمریکا به ایران یا توافق) رو به افزایش است. آنچه باعث شده بسیاری این سوال را بپرسند، این است که واشینگتن و تهران، هر دو شعارهای «دیپلماسی و جنگ» را همزمان برافراشتهاند. در حالی که هر دو طرف بر تمایل خود برای گفتگو و دستیابی به توافق تأکید میکنند، اما تحرکات نظامی ایران و آمریکا شتاب گرفته و پیامهای تهدید، ارعاب و نمایش قدرت میان آنها داغتر شده است.
آرایش نظامی و سیگنالهای جنگ:
در حال حاضر، افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه به گونهای است که نشاندهنده نزدیک شدن حمله آمریکا به مواضع ایران است؛ تا جایی که «آدمیرال برد کوپر»، فرمانده فرماندهی مرکزی (سنتکام)، در ترکیب هیئت آمریکایی در نشست مسقط با تهران حضور داشت. از سوی دیگر، تهران در جریان مراسم سالگرد انقلاب خود، به نمایش توانمندیهای موشکی و انتشار اخبار درباره موشکهای قارهپیمایی که ممکن است برای هدف قرار دادن کشتیهای جنگی به کار برد، ادامه میدهد. همچنین ایران بر تقویت توان بازدارندگی خود پافشاری کرده و اعلام میکند: «اگر مورد حمله قرار گیرد، منطقه را با یک جنگ فراگیر روبرو خواهد کرد»؛ این یعنی بینالمللی کردن تنش با واشینگتن و اسرائیل. در همین حال، تهدیدهای نظامی واشینگتن ادامه دارد، اما هدف آن هنوز روشن نیست؛ آیا برای این است که ایران را مجبور به توافق سریع کند، یا میخواهد با یک حمله غافلگیرانه، همانطور که سال گذشته برای آن زمینهسازی کرده بود، شوکی وارد کند؟ با این حال، هر دو طرف تلاش میکنند راههای دیپلماسی را باز نگه دارند که این موضوع برای کشورهای منطقه اهمیت ویژهای دارد.
مذاکرات مسقط و پرونده هستهای:
بر اساس گزارشی از «روزنامه ایندیپندنت عربی»، شاید آمریکا زمانی که پذیرفت به جای ترکیه، در «مسقط» با ایران ملاقات کند، از خود نرمش نشان داده باشد. به گفته «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، گفتگوها تنها بر سر پرونده هستهای بوده است. اما آیا این موضوع تهران را به سمتی میبرد که خوشبین باشد میتواند از حمله نظامی نجات یابد؟ طبق گفتههای عراقچی، تنها درباره پرونده هستهای بحث شده و ایران از تحویل اورانیوم غنیشده با غنای بالا خودداری کرده و همچنین نخواسته است درباره برنامههای موشکی و نیروهای نیابتیاش در منطقه صحبت کند. این بدان معناست که اختلافات بنیادی همچنان بر سر غنیسازی و چارچوب توافق پابرجا است.
سناریوهای پیشرو: معامله موقت یا تقابل؟
ظاهراً ایران آماده است در میزان غنیسازی نرمش نشان داده و آن را به ۳.۶۷٪ یا حتی ۱٪ کاهش دهد. احتمالاً پیشنهاد توقف غنیسازی برای سه سال (باقیمانده دوره ریاستجمهوری ترامپ) را مطرح کند و از تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای سخن بگوید. در مقابل، ایران خواهان رفع تحریمها و جبران خساراتی است که به دلیل خروج آمریکا از توافق متحمل شده است. اگر توافق به این شکل باشد، ما با یک «سوداگری و معامله موقت» روبرو هستیم، نه یک توافق همهجانبه و بلندمدت. با توجه به شخصیت «دونالد ترامپ» که به دنبال دستاوردهای سریع است، ممکن است با آن موافقت کند. اما از سوی دیگر «اسرائیل» وجود دارد که همواره برهمزننده هرگونه توافق میان تهران و واشینگتن است. بر اساس سخنان بنیامین نتانیاهو پس از سفرش به واشینگتن، هرگونه توافقی باید نگرانیهای اسرائیل و موشکهای بالستیک را در نظر بگیرد.
کدام احتمال قویتر است؛ حمله آمریکا به ایران یا توافق؟
کدام احتمال قویتر است؛ حمله آمریکا به ایران یا توافق؟
100%
اظهار نظر (0)
تاکنون هیچ نظری داده نشده است.