تحولات جاری در سوریه بار دیگر ثابت کرده است که روژاوا صرفاً یک مسئله محلی نیست، بلکه یکی از ستونهای تعیین کننده در امنیت منطقه و آینده سیاسی سوریه است. با این حال، آنچه امروز در پشت پرده جریان دارد. از فشارهای میدان تا مهندسی سیاسی نشان میدهد برخى بازیگران در پی آنند که کوردستان سوریه را تضعیف کنند و سرنوشت آن را بدون حضور واقعی صاحبان این سرزمین رقم بزنند. این رویکرد نه فقط غير عادلانه، بلکه از منظر سیاسی و امنیتى نيز خطرناک و شکست خورده است. زیرا تجربه روشن کرده است هرگاه «حذف کورد» به سیاست رسمی تبدیل شده نتیجه اش بازتولید بحران، گسترش افراطگرایى و بازگشت ناامنى به کل منطقه بوده است.
در این میان نقش فرماندهی و مسئولیت تاریخى مظلوم عبدی در رأس نيروهاى دموکراتیک سوریه، نقشى صرفاً نظامی نیست. او امروز در جایگاه دفاع از مردم، حفظ ثبات و تثبیت خطوط قرمز سیاسی ایستاده است. مذاکرات و روندهای سیاسی تنها زمانى میتواند به ثبات پایدار منجر شود که به معنای «استحاله» و حذف اراده مردم نباشد. کوردستان سوریه نه میتواند و نه باید از امنیت و حقوق خود کوتاه بیاید.هیچ فرمولی پذیرفتنى نیست مگر آنکه تضمین های روشن، سازوکارهای حقوقى و چارچوبهای نهادی برای حفاظت از مردم و مدیریت محلی را به رسمیت بشناسد.
همزمان، ما نسبت به رویکرد حاکمیت انتقالی دمشق به رهبرى احمد الشرع هشدار میدهیم: تمرکز قدرت و بازسازی اقتدار مرکزی، اگر به قیمت نادیده گرفتن واقعیتهای میدانى و حقوق ملتها باشد، نه وحدت میآورد و نه ثبات. سوریه جدید تنها زمانى امکان شکل گیری دارد که به تنوع ملی و سیاسی احترام بگذارد و کوردها را نه به عنوان «مسئله»، بلکه به عنوان «شریک» بپذیرد. هر نگاه مبتنى بر انکار زمینه ساز بحرانهای تازه خواهد شد. در سطح منطقه اى نيز سیاستهای اردوغان و دولت ترکیه، همچنان بر مبنای فشار، تهدید و تلاش برای محدودسازی دستاوردهای کوردها حرکت میکند. ما تأکید میکنیم که روژاوا میدان تسویه حسابهای منطقهای نیست. هرگونه سیاست مبتنى بر حمله، محاصره و تضعیف ساختارهای موجود، نه فقط مردم کوردستان سوریه بلکه امنیت عمومی سوریه و حتى اروپا را با خطر جدی مواجه میکند. تجربه داعش کافى است تا همه بدانند فروپاشى نظم موجود در شمال سوریه، چه پیامدها ین خواهد داشت.
در چنین شرایطی، نقش پرزیدنت مسعود بارزانى نقشى کلیدی و مکمل است. بارزانى با تجربه سیاسی و وزن دیپلماتیک خود میتواند در سه محور اثرگذار باشد: نخست، کمک به شكل گيرى حداقل وحدت ملی کوردی و مهار اختلافات فرساینده.
دوم، فعالسازی دیپلماسی و ارتباطات برای شکستن انزوای روژاوا و انتقال پیام روشن ملت کورد به پایتخت های تصمیم ساز. سوم، کمک به تبدیل مسئله روژاوا از یک «پرونده موقت امنیتى» به یک «ضرورت پایدار راهبردى» در محاسبات آمریکا و اروپا.
و اما خطاب ما صریح است آنها ین که امروز برای کورد نقشه میکشند، فردای سیاسى امنى ندارند .سیاست حذف، پایدار نمی ماند. زیرا واقعیت اجتماعی و تاريخى ملت کورد را نمیتوان با فشار و معامله از میان برداشت. هر پروژهای که کوردها را انکارکند، دیر یا زود با بحران مشروعيت، فرسایش امنيتى و هزینه های سنگين روبه رو خواهد شد. راه ثبات در سوریه و منطقه، از پذیرش حقوق ملتها و ساختن سازوکارهای مشترک میگذرد، نه از انکار و تحمیل. روژاوا نه موضوع معامله است و نه قابل حذف هر سیاستى که این واقعیت را انکارکند، دیر یا زود به بن بست خواهد رسید.
روژاوا خط قرمز ملت کورد؛ سیاست حذف، آینده ندارد
نویسنده: ابراهیم علی خم
100%
اظهار نظر (0)
تاکنون هیچ نظری داده نشده است.